محمد خوانسارى
355
فرهنگ اصطلاحات منطقى به انضمام واژه نامه فرانسه و انگليسى ( فارسى )
Relative proposition قضيهء اضافى . يعنى قضيّهء مشعر بر مضاف بودن محمول Representation تصوّر S Self - contradictory متناقض با خود ، متضمّن تناقض Sensation احساس Sense معنى Sensible 1 - حسّاس ، داراى حسّ 2 - محسوس ، قابل احساس ، به حسّ درآينده ( / - intelligible ) Separable accident عرض مفارق Sign دالّ ، علامت ، نشان ، نشاندهنده Signification 1 - دلالت . 2 - معنى . Simple بسيط ، ساده Simple conversion عكس مستوى Simplicity بساطت ، سادگى Simultaneity معيت Single فرد ، جزئى ، شخصى Singular جزئى Singularity جزئى بودن ، شخصى بودن ، فردى بودن Singular proposition ( - singular sentence ) قضيّهء شخصيهء Singular term لفظ جزئى ، عنوان جزئى Situation ( - position ) وضع ( يكى از مقولات عشر )